|
7:47
نمیدونم نمیدونم چی بنویسم . بخدا باور کن فقط همین طوری خودکار بدست گرفتم و دارم می نویسم . باورکن حتی کلمه بعدی را هم نمیدونم ، فقط دستم حرکت می کند و خودکار هم جوهر افشانی، خب بازم می گم ، نمیدونم چی بگم چون هرچی بخوام بگم تکراریه و قبلا هزاران بار گفتم نه !!!!! انگار یه چیزی به نظرم آمد. آره . این کلمه تازه است . خوب گوش کن .! فکر می کنم ما هم کم کم داریم به افسانه ها می پیوندیم این خصوصی بود شما نخونید
سرسپرده همیشه در مقابل خدا سر سپرده باش همیشه روزانه چند صفحه قرآن بخوان و آن را عملی کن همیشه یاد خدا باش همیشه اگر کسی مزاحمتی بین تو و خدایت ایجاد کرد سعی کن مزاحم را کنار بذاری و هیچ وقت نذار کسی فکر تو را مشغول کند و فقط به خدا فکر کن امیدوارم منم بتونم مثل تو باشم ای سرسپرده ترین سر سپرده دنیا اینم خصوصی بود لطف کنید نخونید خب پایین برای شما مطلب توپ دارم
خب تو این مدت من زیاد حرف زدم. فکر کنم حدودیک سال شده که من وبلاگ زدم و قصد من هم فقط و فقط این بوده که حس میهن پرسی را در بین کسانی که به وبلاگم سر میزنند ایجاد کنم و تا حدودی پیروز هم شدم . همین که خیلی ها از من نشانی کتابهای تاریخی و سوالاتی در مورد تاریخ وطنمون ایران بزگ می کردند برای من کافیه. همین که خیلی ها فهمیدن یه زمانی ما توی جهان حرف اول و آخر را می زدیم . کافیه خب خب من در اینجا از شما می خوام هر چی ذلتون میخواد میتونید بگید و هر حرفی بزنید سانسور نمیشه شما حتی کاملا مجازید که ناسزا هم بگید من بهم بر نمیخوره پس حالا نوبت شماست فقط خواهش میکنم شرم نکنید هر چه دل تنگت میخواهد بگو
|
<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
.
|